به موج می اندیشم،به اینکه چون برمی خیزد کمرش می شکند،چرا که منتظر است و منتظران را به ابتدای راه بیدلی کمری شکسته عطا می شود.موج به همه ذراتش تشنه ساحل است وساحل بی اعتنا به انتظار موج وتلاش جانفرسایش به افق می اندیشد....شاید به افق دریا شدن.
نویسنده :
ملیحه ابراهیمی - ساعت 12:43 صبح روز دوشنبه 86/5/1
نظرات ()
|
لینک ثابت
|