توانگرى و درويشى آنگاه آشکار شود که در قيامت عرضه بر کردگار شود . [نهج البلاغه]
کل بازديدها:----6181---
بازديد امروز: ----3-----
بازديد ديروز: ----5-----
جستجو:
همه نگاره هاي سفر عشق - روزگار غريبي است نازنين
 
 
  • درباره من
    همه نگاره هاي سفر عشق - روزگار غريبي است نازنين
    مليحه ابراهيمي[152]
    عمري غمين در اين روزگار غريب
  • لوگوي وبلاگ
    همه نگاره هاي سفر عشق - روزگار غريبي است نازنين

  • پيوندهاي روزانه

  • مطالب بايگاني شده
  • لينک دوستان من
  • نشوني نازنينا
  • اوقات شرعي
  • اشتراک در وبلاگ

    نام:

    ايميل:

     
  • وضعيت من در ياهو
       1   2   3   4      >
  • + طلاييه
    غريب جزيزه: مليحه ابراهيمي سه‏شنبه 12/4/1386 ساعت 1:50 صبح

    حدود 45 کيلومتر از جاده اهواز- خرمشهر را که طي کنيد به يک سه راهي برمي خوريد با نام  طلاييه .اگر از طلاييه قدري به سمت غرب برويد به هور برمي خوريد.بر همين اساس مي توان گفت که طلاييه مرز بين خشکي و هور در اين منطقه به حساب مي آيد.آنچه طلاييه را معروف و زبانزد کرده است جنگ هايي است که در دهه 60 در آن اتفاق افتاد.طلاييه سالهاي سال در آرامش و سکوت روزگار مي گذراند تا آنجا که جنگ تحميلي عراق آغاز شد و بر اين سرزمين همان گذشت که...


        نازناز با ناز بنويس ( )

  • + فکه
    غريب جزيزه: مليحه ابراهيمي سه‏شنبه 12/4/1386 ساعت 1:45 صبح

    ماجراي فکه دوروايت متفاوت دارد و نه تنها متفاوت که متضاد.روايتي حاکي از شکست و روايتي سرشار از پيروزي و شگفتا که در اينجا هردو روايت منطبقبر واقع است.آري فکه يادآور شکست است شکست يک حرکت نظامي تلاشي که به فتح اک منجر نشد و از طرفي تداعي گر يک پيروزي خيره کننده است.پيروزي ارزشهاي بلند الهي و انساني.فکه از يک سو محل فروافتادن اجساد است و از سويي ديگر خواستگاه عميق ترين و شورانگيز ترين گرايشات رباني انسان درست مثل کربلا.کربلا با نگاهي شکست  کامل حسين(ع) و يارانش راگواهي مي دهد.اما کدامين نگاه انساني است که حسين را بازنده معرکه بداند.اما سخن شگفت انگيز زينب (س) که فرمود:ما رايت الا جميلا .آري تاريخ بياورد نمونه اي جز کربلا که همه ارزشهاي متعالي انسان يکجا و در عرض چند ثانيه عينيت يافته باشد.


    روايت اول:فکه يکي از محورهاي اصلي تجاوز ارتش عراق به شمال خوزستان بود.درطول نبرد هشت ساله دو عمليات وسيع و دو عمليات محدود نظامي در فکه به اجرادرآمد.درعمليات والفجرمقدماتي که به درستي عمليات موانع لقب گرفته است نيروهاي پياده براي آغاز عمليات 8 تا 14 کيلومتر راه را در ميان دريايي از رمل ها طي کردند و با موانعي به عمق 4 کيلومتر روبرو شدند.به وضوح پيداست که عبور از موانع مختلف تا چه اندازه دشوار است و در نهايت نيروهاي خودي ناچاربه عقب نشيني شدند.هنگام عق نشيني جمعي ازرزمندگان به محاصره دشمن درآمدند وبعد از مقاومتي چند روزه به شهادت رسيدند.دو ماه بعد عمليات والفجريک بدون دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده خاتمه يافت واينبار هم بدليل رويارويي انسان و زره شهداي بسياري تقديم اين مرز و بوم شد.دو عمليلت ظفر4 و عاشوراي 3 نيز دستاورد نام چشمگيري به همراه نداشت .اين همه ماجراي نظامي فکه است.اما فکه تصوير ديگري دارد که براي درک آن بايستي ازسطح به عمق رفت و بدنبال ناگفته ها و نانوشته ها گشت.


    روايت دوم:وقتي قدم به خاک فکه مي گذاري و نگاهت را روي تپه ها و رملستانهاي آن مي اندازي،بهت و حيرتي غريب فضاي دلت را مي گيرد.غمي بزرگ برجانت مي افتد و احساس حقارت همه وجودت را تحت تاثير قرار مي دهد. نه،اينها نمي تواند آدمي را تا اين حد در ماتم خويش بنشاند .نه،بايد چشم و گوش ديگري داشت و با احساسي ديگر دنبال ماجرا بود.فضاي سنگين فکه يادگار ارواح بلندي است که سالياني پيش همه عشق را به شهادت جانبازي خويش فراخواندند.انسانهاي پاکي که حلاج وار با خون خويش وضوي عشق کردند وسر به سجده شکر بردند و اين است اصل ماجرا،اين است راز بزرگ سرزمين شن هاي روان، اين است فکه. 


        نازناز با ناز بنويس ( )

  • + شهادت
    غريب جزيزه: مليحه ابراهيمي چهارشنبه 30/3/1386 ساعت 2:45 صبح


    درباغ شهادت باز باز است


        نازناز با ناز بنويس ( )

  • + خرمشهر استوار
    غريب جزيزه: مليحه ابراهيمي دوشنبه 28/3/1386 ساعت 11:56 صبح


        نازناز با ناز بنويس ( )

  • + شهيد تي تي شهيد هويزه از سمنان
    غريب جزيزه: مليحه ابراهيمي دوشنبه 28/3/1386 ساعت 11:55 صبح


        نازناز با ناز بنويس ( )

  • + هويزه شهر خوبان
    غريب جزيزه: مليحه ابراهيمي دوشنبه 28/3/1386 ساعت 11:36 صبح

    شهر هويزه در فاصله 12کيلومتري شهرسوسنگرد قرار دارد.اين شهر در دوره خلفاي اسلامي،آباد و سرسبز بود و کوشک هويزه و کوشک بصره دو قلعه محکم و دژدفاعي اين سرزمين به شمارمي آمد.آب و هواي هويزه گرم و خشک است نژادمردم هويزه آريايي و سامي است وبه زبان فارسي و عربي سخن مي گويند.اين شهراولين بار همزمان با مرحله اول اشغال سوسنگرد به تصرف دشمن درآمد که با رشادت رزمندگان اسلام آزاد شد.اما در مرحله دوم تصرف مزدوران بعثي آن را باخاک يکسان کردند تا نام هويزه مظلوم که درمرحله اول عمليات بيت المقدس به آغوش مردم بازگشت براي هميشه بر صفحات تاريخ هشت سال دفاع مقدس ماندگار بماند.سپس مردم اين شهر به خانه هاي خودبازگشتند و توليت آستان قدس رضوي مسئوليت بازسازي اين شهر رابرعهده گرفت.درفاصله 25 کيلومتري جنوب شرقي هويزه منزلگاه 67 شهيدسرافرازي است که در عمليات نصر توسط رزمندگان اسلام متشکل از تعدادي از دانشجويان مسلمان پيروخط امام  پاسداران و بسيجيان به فرماندهي شهيد سيدحسين علم الهدي براي آزادسازي بخشي از ميهن اسلامي با همکاري ارتش جمهوري اسلامي انجام پذيرفت و در تاريخ 15 دي ماه 1359 به شهادت رسيدند،همه دلهاي عاشق را به سوي خود مي خواند.


     



        نازناز با ناز بنويس ( )

  • + شلمچه
    غريب جزيزه: مليحه ابراهيمي يکشنبه 27/3/1386 ساعت 1:20 صبح

    منطقه عمومي شلمچه از ضلع غربي خرمشهر شروع مي شود و تا عمق خاک عراق پيش مي  رود.خط مرزي،اين منطقه را به دو قسمت شلمچه ايران و شلمچه عراق تقسيم کرده است.


    شلمچه ايران در منتهي اليه جنوب غربي جلگه خوزستان قرار گرفته است.اين منطقه ازشمال به حسينيه از جنوب به اروندرود،از شرق به خرمشهر و از غرب به عراق محدود مي شود.


    شلمچه عراق نيزدرجنوب شرقي بصره واقع است.ازشمال به منطقه زيد،از جنوب به اروندرود،ازشرق به دژ مرزي ايران واز غرب به شهرهاي تنومه والحارثه مي رسد.


    رودخانه اروند که تمام ضلع جنوبي شلمچه را پوشانده است.رودخانه اي است وحشي و نا آرام.داراي بستري گلي و رسوبي است و عمق آن بين 5 تا 20 متر متغير است.طول اين رودخانه از شلمچه تا بصره به 20 کيلومتر مي رسد.قبل از شروع جنگ،چندين روستاي بزرگ و کوچک درشلمچه ايران وجود داشت که بعضي از آنها به  دليل دارا بودن چشم انداز زيبا محل تفريح مردم بود.روستاييان بيشتر به کارکشاورزي و دامداري مشغول بودند.درصد قابل توجهي از اراضي کشاورزي  خرمشهردرمنطقه شلمچه قرار داشت.از آنجا که شلمچه يکي از مناطق حساس مرزي به شمار مي رفت چند پايگاه وظيفه حراست از منطقه رابرعهده داشتند که مهم ترين آنها عبارت بود از پاسگاه شلمچه،پاسگاه مومني و پاسگاه خين.همچنين چندين پايگاه و دژکوچک درفواصل معيني براي دفاع در مواقع ضروري تعبيه شده بودويک دژ مرکزي به عنوان تغذيه کننده وظيفه پشتيباني اين پايگاه ها را از نظر نيرو وتجهيزات برعهده داشت .بعداز پذيرش قطعنامه 598 سرمداران رژيم بعث عراق گرفتارتوهمات ام خود شدند وبراي تصرف خرمشهر به خطوط پدافندي ايران حمله کرد.با اينکه درگيري اصلي درشمال خرمشهر جريان داشت.اما شلمچه نيز از اين هجوم درامان نماند.باز شلمچه زيرآتش مرگبار توپ ها و خمپاره ها فرار مي کرد.باز نخل ها مي سوخت و نهرها رنگ قرمز مي گرفت.آري همه چيز تکرار شد اما اين بار شلمچه تسليم نشد.درروز دهم مرداد 67 عراق دربرابر مقاومت سرسختانه رزمندگان تن به عقب نشيني داد وتا پشت مرزهاي بين المللي عقب نشست وجنگ تمام شد.


     


     


        نازناز با ناز بنويس ( )

       1   2   3   4      >

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [15/9/1386- 11:28 ص] نيگاش کن....امام رضا(ع)
    [آرشيو شده ها]